یادداشت های جزیره- چایی هویت پهلو

چند روز پیش با دوستام رفته بودیم کوهنوردی. یکی از دخترا یکی از دوستاشو به اسم «استفانی» هم دعوت کرده بود. من تا حالا این دختره رو ندیده بودم و …



تاریخ انتشار: April 27, 2026

یادداشت های شبانه

مشغولیت به چرت و پرت های دنیا نوعی سعادته که اونم ندارم.
کاش میشد مثل مردم عادی دلم به سوشال مدیا و لایک و کامنت و خرید و بازار رفتن …



تاریخ انتشار: March 29, 2026

نیم‌ساعت تا صد سال پیش

هفته ی پیش که با دوستان شاغلوت کوهنوردی می کردم حرف سفر به جزیره ی کوچک ال هیرو پیش آمد و منم گفتم باهاتان می آیم. همان روز که برگشتم …



تاریخ انتشار: February 03, 2026

یادداشت- سوال بسیار جذاب

چند روز پیش همینجوری که با لیسا و ویرا لش کرده بودیم. ویرا ازم پرسید که اگر قرار باشه یک روز کامل رو با خود ۶ ساله ت بگذرونی چیکار …



تاریخ انتشار: November 08, 2025

یادداشت- اندر محاسن شکست

درس هایی که از شکست و ناکامی گرفتم از هیچ چیزی تو زندگیم نگرفتم. ناکامی آدم رو در برابر واقعیت عریان می کنه. در شکست آدم خودشو بهتر می شناسه …



تاریخ انتشار: October 10, 2025

یادداشت-رستگاری در تسلیم

باید تسلیم بشم تسلیم هستی!
بودن و وجود داشتن و مرگ را در بطن هستی زندگی کنم
گاهی اوقات حس میکنم زیر خرواری از هستی زندگی می کنم
و دنیایی …



تاریخ انتشار: August 19, 2025

یادداشت-مومباسا

دیشب با لوسیا و لیسا رفتیم بار مومباسا این بار حیاط بزرگی از درختان استوایی داره و آدم همینطور میتونه یه گوشه بشینه لش می کنه و از هوای شرجی …



تاریخ انتشار: July 20, 2025

یادداشت- فلسفه ی شوپنهاور در یک روز ابری

امروز مشغول خواندن کتاب هنر و فلسفه‌ی زیبایی‌شناسی شوپنهاور بودم که به نکات جالبی برخوردم. شوپنهاور معتقد است که زندگی ما تحت سلطه‌ی «اراده» قرار دارد.
اراده نیرویی بنیادین است …



تاریخ انتشار: June 01, 2025

یادداشت-نورای در خواب

شب بود و تاریکی و خواب آلودگی و دخترک چشم سبز!

شب بخیر به جسم ضعیف و نحیفت!
و خاکستری که در اقیانوس انداختم...



تاریخ انتشار: May 25, 2025

یادداشت- این داستان گردو غبار شزم

امروز توی مطب دندان‌پزشکی نشسته بودم و از اسپیکر لابی آهنگ Torn از ناتالی ایمبروگلیا پخش می‌شد. اولش نمی‌تونستم اسم خواننده رو به یاد بیارم. هرچی فکر کردم، یادم نیومد، …



تاریخ انتشار: May 13, 2025

یادداشت- خواب

امروز صبح که بیدار شدم، یادم آمد دیشب خواب پدرم را دیده بودم. در خوابم، جوان و خوش‌چهره بود. بیدار که شدم، به این فکر افتادم که این روزها وقتی …



تاریخ انتشار: April 27, 2025

یادداشت-۶

امروز قراره ویکا برای شام بیاد خونمون! هفته‌ی پیش که خونه‌ی میرک بودیم، قول و قرارشو گذاشتیم. اولش قرار بود با میرک بیاد، ولی میرک دیروز یادش افتاده که قرار …



تاریخ انتشار: April 11, 2025

یادداشت-۵

من واقعا نمی‌دونم از زندگی چی می‌خوام. انگار خودِ زندگی و خود نفس زیستن، منو فلج کرده، تمام وجودمو در خودش حبس کرده.
همیشه به انتخاب‌های مختلف فکر می‌کنم، ولی …



تاریخ انتشار: April 11, 2025

یادداشت ها -۴

دیروز عصر رفتم پیش ویکا. طبق معمول از هر دری سخن گفتیم و عالم و آدم رو زیر و رو کردیم. یه‌جایی ازش پرسیدم:
«ویکا، بیشترین چیزی که باهاش آبسِسد …



تاریخ انتشار: April 07, 2025

یادداشت-۳

امروز تمام وقتم صرف کار روی فرمسک.کام شد. منو و رنگ پس‌زمینه رو تغییر دادم. احساس کردم برای اینکه راحت‌تر بتونم خودم رو ابراز کنم، لازمه اون منوی خیلی اتوکشیده …



تاریخ انتشار: April 04, 2025

یادداشت ها-۱

برای من بنویس که چگونه قلبت از تماشای لحظه ها ایستاد!
برای من بنویس که در اندیشه ی روی آوردن به آن تکه ی روحت هستی که در پشت مردمک …



تاریخ انتشار: April 04, 2025

یادداشت ها-۲

میدونی تمامیت خواهی و کمال گرایی فلجم کرده و اینو واضحا تو جنبه های دیگر زندگیم هم می بینم.
جمعه که با لوسیا و فلورنس رفتیم نودپیتنیگ(حالا در مورد نود …



تاریخ انتشار: April 04, 2025

!سری به من بزن

با چی آبسِسدم؟ با خودم!
با افکارم، زندگی‌ام، شخصیتم، اشتباهاتم، خوشحالی‌هام، ساختن‌هام، دوستی‌هام، و حتی منهدم کردن‌هام.
با رها کردن‌هام، دست کشیدن‌هام، چنگ زدن‌هام، نشخوارهای فکریم، تقلا کردن‌هام، موهام، پوست …



تاریخ انتشار: April 04, 2025

توهم، تکامل و تعجب

دوست داشتم حامله بودم. جلوی آینه می دیدم که چطور هر روز این جنین درون من رشد می کنه و اعضای داخلیش شکل می گیرن و قراره من مادرش باشم. …



تاریخ انتشار: April 04, 2025