از هاج و واج سکوت اشباعم
آنچنان عریانم که در برابر تازیانه ها ایستاده ام
آن چنان تسلیمم که آزادی را برافراشته ام
به تقلای یک نگاه در فضای بسته ی یک خواب می مانم
در اندرون من سیل خامی از شب جریان داردبه سرزمین های در سکوت می تازد