به آسمان که نگاه میکردم، تصویر ابرها در پهنهی آسمان آبی و درخشش آفتاب برایم خیلی زیبا بود. نگاه کردن به آسمان و دیدن همیشگی آن، برای من که در کوهستانهای بلند زاگرس بزرگ شدهام، بخشی از زندگی بود؛ تصویری که همیشه پیش چشمم داشتم.
شاید اولین چیزی که زندگی در تهران از من گرفت، همین تصویر آسمان بود. اینجا باید برای نگاه کردن به آسمان وقت میگذاشتم؛ یا خیلی اتفاقی یادم میافتاد که سرم را بالا بگیرم و آسمان را ببینم.